خاطرات زندگی یک نویسنده

مینویسم تا یادم بماند...

خاطرات زندگی یک نویسنده

مینویسم تا یادم بماند...

خاطرات زندگی یک نویسنده

🍃و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم میگذرد🍃
سلام😀
به وبلاگ من خوش اومدید!!
اینجا جاییه که میتونید چند لحظه خوش باشید و بخندید
نظر یادتون نره😉
فقط انرژی مثبت😌
راستی دنبال کنید حتما دنبال میشید

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۷، ۲۰:۵۳ - مهسا جون
    نه خخخ
نویسندگان
خر شانس اون پسریه که از نصفه های کلاس یه استاد خیلی سخت گیر میاد سر کلاس...دوستاش ردیف آخر اون گوشه براش جا گرفتن...از قضا اون گوشه پشت ستونه و فضا برای گوشی بازی مهیا میشه...سر کلاس گوشیش زنگ میزنه و استاد میگه:گوشیه کیه؟
-:مال منه استاد
دانشجویان با لبخندی ژکوند خود را در دعوت افطاری تصور میکنند
-:نع مال شما نبود از اون گوشه اومد صداش :////
و بد شانس منم که آلارم گوشیم سر کلاس روشن شد:
استاد:گوشی کی بود؟
آقای کاف.ب:گوشی خانوم ن.ه‍
من:استاد بخدا آلارم بود :((
استاد:حالا الان که ماه رمضونه ترم دیگه فلان درسو با هم داریم ایشالا اون موقع برای بچه ها بستنی بیار خانوم
به کاف.ب چشم غره میرود و در دلش کسی که این قانون زنگ گوشی=بستنی را اختراع کرده نفرین میکند :(((
پسره سر کلاس گوشیش زنگ زد یه بار منم لوش دادم.استاد گفت: آقای کاف.ب قرار بود واسه بچه ها بستنی بگیرید
کاف.ب:استاد گرفتم
من:اقای کاف.ب قرار بود واسه گروه ما بگیرید... ما که چیزی نخوردیم :)
کلاس به هوا میرود و روز بعد بستنی عروسکی به دست از دانشکده خارج میشوند
نتیجه گیری اخلاقی:کرم از خود درخته :/
  • Niloo .hmd

ماه رمضون که میشد قبل اذان با بابام میرفتیم بیرون و خرید میکردیم.هوا نزدیک غروب خنکتر شده بود.بوی زولبیا بامیه و سبزی که از مغازه میومد ته دلمو خالی میکرد.

با خودم میگفتم:بزار اذان بگن...انقدر میخورم تا بترکم

خونه که میرفتیم مامان در حال پختن حلوا بود و بوش همه جا پیچیده بود.دور سفره که مینشستیم دعا میکردیم و با خنده افطاری میخوردیم.

اما حالا کنار سفره که میشینم تنهام...صدای ربنای تلویزیون هم نمیاد.حس غریبی بهم دست میده و بیشتر از همیشه دوری از خانواده رو حس میکنم. احتمالا تا آخر امتحانا برنگردم خونه.

و چه غریبانه باید جزوه بیوشیمی رو بخونم:)))

عباداتتون مقبول :)

یادم رفت:دعا کنید بیوشیمی بخیر بگذره :))

  • Niloo .hmd

  • Niloo .hmd

ای تیر غمت رادل عشاق،نشانه
جمعی به تو مشغول وتو غایب ز میانه
گه معتکف دیرم وگه ساکن مسجد
یعنی که تورا می‌طلبم خانه به خانه
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی ، تو
مقصود تویی ، کعبه و بتخانه بهانه
یعنی همه جا عکس رُخ یار توان دید
دیوانه منم من ، که روم خانه به خانه
هرکس به زبانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
تقصیرِ خیالی به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه

امروز کلاس تفسیر قرآن داشتیم.
استاد که حاج آقایی خوش رو بود درباره نماز و روزه و حق والدین حرف میزد. موضوع به اینجا رسید که اجازه پدر و مادر برای سفر رفتن لازمه یعنی اگه والدین به رفتن تو راضی نباشن به احترام اونها نباید به این سفر بری.
پرسیدم: استاد اگه زنی به رفتن همسرش راضی نباشه چی؟
حاج آقا گفت: اجازه زن برای سفر مرد واجب نیست اما اگه زنی بخواد میتونه تو شرایط ضمن عقد اینو درج کنه.
چرا نمیشه با مسالمت زندگی رو ساخت؟چرا اینجوری شدیم که تا زور بالای سرمون نباشه کاری انجام نمیدیم؟دنیا زیباتر میشه اگه مهربونتر باشیم...😊


  • Niloo .hmd
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست...
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
یه وقتایی زندگی خیلی سخت میشه یه روز صبح که از خواب بیدار میشی یه حس بدی داری که اگه همون اول صبحی خفه اش نکنید تا لحظه‌ای که روز تموم میشه حالتو میگیره
اوضاع جوری شده که از یه طرف باید با مشکلای اصلی بجنگی از یه طرف هم در برابر جنگ روانی که آدما راه میندازن سنگر بگیری که ترکشاشون نخوره تو تنت
تو دورانی زندگی میکنیم که نفع شخصی برامون از معانیه دیگه تو روابط مهم تر شده. زندگی رنگ داره ولی رنگای روغنی و بی روح
امروز روزمو خیلی خوب شروع کردم. اما بهترین دوستم خرابش کرد.
دست خودم نیست دلم زود میگیره از آدما
اگه خواهرمو نداشتم چی کار میکردم؟
  • Niloo .hmd
من یه دانشجوی نویسنده ام.یعنی کار اصلیم اول نویسندگیه بعد درس خوندن😅
خب من تو گروه تئاتر دانشگاه کار میکنم و عکاسی هم انجام میدم.
علاقه ی زیادی به موسیقی دارم و هنر و ورزش یوگا😉
اسمم نیلوفره و نیلا صدام میکنن(شما هر طور دوست دارید)
مقاله نویسی و نرم افزار رو هم خییلی دوست دارم
ایرانگردم و یکی از آرزوهام گشتن کل دنیاس‌.
اینجا رو یکی از دوستام بهم معرفی کرد.قبلا وبلاگ داشتم ولی بلاگفا بود و مال خیلی سالا پیش بود.
امیدوارم لحظات خوبی داشته باشید😉
  • Niloo .hmd