خاطرات زندگی یک نویسنده

مینویسم تا یادم بماند...

مینویسم تا یادم بماند...

خاطرات زندگی یک نویسنده

🍃و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم میگذرد🍃

🍃وابسته ی یک دمیم و آن هم هیچست...🍃

آخرین نظرات
نویسندگان

ۺۅہـــــــڔ آهــــۏهـــــا...

جمعه, ۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۲۰ ب.ظ
درست 
وقتی می گویی :
فراموشش کردم ،
آهنگی پخش می شود !
کسی مثل او می خندد 
یک نفر عطری می زند
که بوی او را می دهد،،،
وَ
همه فراموشی هایت
هدر می رود...!
#الیف_شافاک
با خواب آلودگی داشتم پیامامو چک میکردم. دیدم یه شماره ناشناس بهم پیام داده:
سلام نیلا جان،معنی این بیت رو میدونی؟
و یک عکس ضمیمه پیامش. نشستم سر جام و یکم فکر کردم. اسمش ناآشنا بود. عکسای پروفایلشو نگاه کردم و متوجه شدم یکی از همکلاسیای دبیرستانمه.
کسی که با دوستم کلی مسخره اش میکردیم و از سوالای چرت و پرتی که سر کلاس میپرسید سوژه میساختیم.
یه بار سر کلاس زیست از دبیر پرسید: مگه گوزنا شوهر آهوها نیستن؟
من و دوستم رفتیم و تو افق محو شدیم. ادعای پزشکی کلاس فرق آهو و گوزنو نمیدونست!
حالا که امروز بهم پیام داد کلی خاطره قدیمی برام زنده شد.
بعد از اینکه جوابشو دادم رفتم تو فکر
دلم واسه همشون تنگ شده
از بچه ها خبر ندارم. حتی نمی‌دونم همین خانوم (تی) پشت کنکور مونده یا نه؟
دوران خوبی بود...کاش یه روز بازم تکرار بشن این روزا

نظرات  (۳)

  • آقای سر به هوا :)
  • ارتباط بگیر جمع کنشون
    پاسخ:
    اوکَی
    گوزن شوهر آهو خانم خیلی باحال....:))))
    پاسخ:
    :)))
  • 👼😘فرشـ👼ـتـه بـی بـال 😊😍
  • :)))))))) خخخخخ
    پاسخ:
    :)))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">