خاطرات زندگی یک نویسنده

مینویسم تا یادم بماند...

۳۳ مطلب توسط «Niloo .hmd» ثبت شده است

هستم ولی خسته ام :(

این روزا دارم برای امتحان رانندگی آماده میشم

فردا آیین نامه دارم

بعدشم که میریم خونه پدربزرگم آخر هفته اونجاییم

شنبه هفته آینده هم آزمون عملی دارم

این روزا نت هم داره بازی در میاره اه

خلاصه که خیلی فعال نیستم. فعلا دارم روی داستان کار میکنم تا نت درست بشه ببینم میتونم یه قسمت دیگه بزارم یا نه

بچه ها دعا کنید با دفعه اول آزمون قبول بشم سخته دیگه :(

تازه ۱۳ شهریور هم امتحان دارم خیلی مظلومم من :(

۲۸ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۳۱ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Niloo .hmd

من هیولا نیستم!!/پارت دو



خیلی دوست داشتم کمتر بزارم ولی همین که تونستم به اوج برسونمش و ادامه داستانو لو ندم کلی همت کردم😑😑
عزیزان!به خدااا که نظر گذاشتن هیچ وقتی نمیبره 
لطفا نظر بدید هر انتقاد یا پیشنهادی دارید
یا حتی اگه با همین دو قسمت از داستان بدتون اومد بگید
میدونم با دو تا قسمت خیلی نمیشه نظر داد ولی بگید هر چی میخواید
بپرید ادامه مطلب بخونید داستانو
ببخشید زیاد حرف زدم
امیدوارم لذت ببرید 😎😉

ادامه مطلب...
۲۴ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۰۲ ۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
Niloo .hmd

از مجازی دور...:||

اینستا رو پاک کردم :| البته فقط اپشو
تلگرامم را نیز log out زدم و اکنون نمیتونم وارد شم :|
دارم کیمیا نگاه میکنم :|
فقط همین وبلاگ برام مونده :|
حالا منتظرم ببینم کی منو دوست داره و به خودش زحمت میده اس ام اس بفرسته برام :(
تا الان یک روز گذشته :|
کجایی پشمک؟ :| اولین پیام عاشقانه از طرف خواهر
خدایا چی شد که از عرش به فرش رسیدم :(
با اینکه فکرم مثلا از هر گونه مجازی آزاد بود امروز تو پارک ۳۰ سانت شمشادا اومد تو ماشین :دی شت!


۲۳ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۲۸ ۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
Niloo .hmd

کوروش آرام بخواب... ایران هم خواب است

بعد از قرارداد ترکمنچای... این قرارداد واقعا شرم آور بود

تنها دلخوشی این روزگارمونم رفت

دریای خزر ازش فقط یه خط خواهد موند.

ما هیچ...ما نگاه ما تاسف...


۲۲ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۰۳ ۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
Niloo .hmd

#خودنویس

شاهد کم شدن ستاره های بیان هستیم :/
همینه دیگه هر سال موقع اعلام نتایج که میشه همه جا شلوغ پلوغ میشه. یکم داد و بیداد و بعدشم سکوت...
دیروز یکی از همکلاسیام پیام داده بود از رشته ام میپرسید
حالا منو میگی؟گفتم این رشته منم خیلی چیز عالی ای هم نیست کسی بخواد بیادا.ولی انگار رفته بود پیش مشاور و کلی تشویقش کرده بود بیاد این رشته.
انگار جدی جدی یه آرزو شده بود براش بیاد این رشته.
منم یکم از بازار کار و اوضاع رشته و اینا گفتم براش.
یه جا ازم پرسید در آینده میخوای چی کار کنی؟
گفتم :نمیدونم راستش...احتمالا ادامه تحصیل بدم
_:خب بعدش چی؟
خودمم یه لحظه موندم...بعدش چی؟تا کی درس بخونم؟این اون زندگی رویایی که میخواستمه؟قطعا نه...اما چی کار کنم؟کسی میدونه آینده براش چی رقم میزنه؟قطعا نه!
از یه طرف هم هیچکس دوست نداره یه آدم معمولی باشه اما کمتر کسی پیدا میشه که به فکر تغییر خودش باشه...یه جورایی سخته...در اومدن از روزمرگی رو میگم.
اگه ادامه تحصیل بدم...دوست دارم بورسیه بگیرم برم ارمنستان(چرا ارمنستان؟؟خودمم نمیدونم)
شایدم تا اون موقع خسته شدم نمیدونم...فعلا تازه اول راهم.قانون خوشبختی میگه کاری که ازش لذت میبری انجام بده...راسته که میگن علاقه حرف اولو میزنه...چون اگه واقعا عاشق کاری باشی برای موفق شدن هر راهی رو میری
اینم یه صفحه از هنرهای بنده😄👇


۲۱ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۴۶ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Niloo .hmd